آیا بهبودی پس از خیانت امکانپذیر است؟
نگارنده: زینب نادری

برای اغلب ما فهمیدن رنجی که به عزیزی وارد کردهایم مشکل است. وقتیکه فرد خاطی در مورد کاری که کرده صرفاً احساس شرم کند، حالت دفاعی به خود میگیرد و در افکار خود غوطهور میشود و قادر نخواهد بود آنطور که بایدوشاید به عمق رنج همسر خود پی ببرد. افرادی که در بازسازی روابط خود بعد از پیمانشکنی موفق میشوند در مورد آسیب و صدمهای که در حق همسر وفادار خود ایجاد کردهاند ناراحت هستند، از طغیان احساسی همسر رنجور خود فرار نمیکنند و حق همسرشان برای بیان احساساتش را میپذیرند. آنها بارها و بارها صادقانه عذرخواهی میکنند و امیدوارند بتوانند درد عاطفی همسر خود را کم کنند.
همسران ناآگاه بهاشتباه عقیده دارند که صحبت درباره خیانت همهچیز را بدتر میکند درحالیکه خلاف این باور درست است. صحبت دراینباره برای همسر آسیبدیده تسکیندهنده است زیرا بیوفایی و همهی جوانب آن دائماً در ذهن همسر آسیبدیده مرور میشود. در حقیقت تقریباً همه همسرانی که به آنها خیانت شده برای مدتی هم که شده دچار وسواس فکری میشوند. در ماههای اول افشای بیوفایی، هرروز و هر ساعت و هر دقیقه، همسر آسیبدیده در حال نبرد با ذهن خویش برای رهایی از افکار وسواسی درباره بیوفایی همسرش است. حوادث و تداعیهای مربوط به خیانت، اغلب همسر آسیبدیده را دچار تنش روانی میکند و باعث میشود او بارها و بارها شوک ناشی از بیوفایی را تجربه کند.
ترس همسر وفادار معمولاً او را در وضعیت گوشبهزنگی نگه میدارد و او با تمام حواس خود محیط را برای خطر احتمالی بررسی میکند. ترس از اینکه مبادا اطلاعات تازهای درباره بیوفایی همسر درز کند باعث ترس و اضطراب آنان میشود؛ اما همسران آگاه به این نکته واقف هستند که این فرایند برای بهبودی همسرشان کاملاً عادی است.
افراد موفق در بازسازی رابطه میدانند که همسران آنها همیشه در رنج آسیبهای ناشی از بیوفایی، خاطرات و همچنین تصویرسازیهای مکرر از صحنههای ارتباط همسرشان با نفر سوم میباشد.
هنگامیکه همسر پیمانشکن حالت دفاعی به خود میگیرد و از پاسخگویی طفره میرود و سعی در دفاع از کار خود دارد، درد و رنج، کش پیدا میکند و احتمال بهبود رابطه کمتر و کمتر میشود. هر چه قدر که همسر خاطی تلاش بیشتری در سرکوب کردن داشته باشد و از احساس ناشی از رنج همسر خود دوری کند، این زخم تازهتر میماند.
بیشتر همسران عهدشکن در هضم میزان خسارتی که ایجاد کردهاند مشکلدارند. آنها ممکن است اینقدر زیر احساس پشیمانی مدفونشده باشند که برایشان درک عمق احساسات و هیجانات کنونی همسرشان مشکل باشد.
در مقابل همسران آگاه به همسر خود اجازه بروز احساسات، غم، ناراحتی و هیجانات خود را میدهند. این فرایند درک و همدلی پیامد مثبت دوسویه در کمک به بهبودی دارد چراکه به خود فرد خاطی نیز کمک میکند تا تغییری عمیق و واقعی داشته باشد. بهبودیهای عمیق زمانی رخ میدهد که در آن همسر عهدشکن خاضعانه خود را تسلیم گوش دادن به همسرش بدون جبههگیری کند و برای احساسات جریحهدار شدهی همسرش ارزش قائل شود.
منبع
How to help your spouse heal from your affair
by Linda J.Macdonald
دیدگاهتان را بنویسید